دژاگه: کی روش از ته قلبش دوست داشت بماند

به گزارش مجله میهن 128، اشکان دژاگه که در چند ماه گذشته نمایش خوبی در بازی های ملی و باشگاهی داشته درباره شرایط خود، ناکامی تیم ملی در آسیا، شخصیت کی روش و آینده تیم ملی صحبت کرد.

دژاگه: کی روش از ته قلبش دوست داشت بماند

با وبسایت گردشگری سازمان میراث فرهنگی همراه باشید.

به گزارش مجله میهن 128، روزنامه همشهری نوشت: از آدمی که در آلمان بزرگ شده بعید است این همه از کلمه قسمت استفاده کند! اما اشکان دژاگه در دایره واژگانش قسمت را در دم دست ترین جا گذاشته و دائماً به آن پناه می برد. او معتقد است شکست تیم ملی مقابل ژاپن قسمت بوده است؛ همان طور که 5 ماه بدون تیم ماندن و بعد مصدومیت سنگین در نخستین بازی برای ناتینگهام فارست هم قسمت بوده اند. خیلی خوب است که آدمی با سخت ترین اتفاقات زندگی اش این طور راحت کنار بیاید. وقتی انرژی ات را صرف جنگیدن با تقدیر نمی کنی، می توانی آن را صرف تمرین و تمرین کنی برای بازگشت به اوج؛ برای این که چند ماه بعد از حاشیه نشینی در جام جهانی، در جام ملت ها فرمانده تیم ملی باشی و در لیگ برتر از بهترین بازیکن ها، آن هم با 33 سال سن.

از 10 اسفند 7 سال پیش که در نخستین بازی ملی 2 گل به دروازه قطر زد تا همین جام ملت ها، اشکان دژاگه یکی از بهترین بازیکنان تیم ملی ایران بوده، با کیفیتی همواره نزدیک به عالی؛ چه روزهایی که ستاره ولفسبورگ بود و چه زمانی که تیم نداشت و خیلی ها فکر می کردند به ته خط رسیده است. کار به جایی رسید که انتقاد می کردند چرا باید بدون تیم و با زانوی مصدوم به تیم ملی دعوت گردد. جام ملت های 2019 سرانجام همه این غرغرها بود و همه دوباره ایمان آوردیم که او همچنان یکی از استانداردترین بازیکنان فوتبال ایران است. با اشکان قبل از بازی با سایپا، درباره تیم باشگاهی اش تراکتورسازی حرف زدیم، درباره جام ملت های آسیا، کابوس بازی با ژاپن و البته درباره کارلوس کی روش که شاید حالا که نیست راحت تر می گردد در گفت وگو با یک ملی پوش قضاوتش کرد؛ به ویژه اگر طرف آدم صادقی مثل اشکان دژاگه باشد. این شما و این اشکان دژاگه؛ فرمانده ای که در زمین هولیگان است و هنگام مصاحبه خوش اخلاق و خوش برخورد؛ یک آقای کاملاً حرفه ای.

اول فصل برخی ها به خریدهای تراکتور انتقاد داشتند. سن و سال شما را بهانه می کردند و چشم شان آب نمی خورد باری از دوش تراکتور بردارید. حتی یکی به کنایه گفت آمده ای ایران استراحت کنی! اما روزبه روز بهتر شدی و حالا از بهترین بازیکنان لیگ هستی. چه شد که در آستانه 33 سالگی به این فرم رسیدی؟

این یکی دو سالی که گذشت من دائماً درگیر مصدومیت بودم و این خیلی مرا عقب انداخت. 5 ماه هم که بدون تیم مانده بودم. خب، بدن به این شرایط عادت می نماید و از فرم بازی خارج می گردد. فکر می کنم بدترین چیز برای یک بازیکن این است که بدون تیم بماند و برای خودش تمرین کند. در عمر فوتبالم برای من این اتفاق نیفتاده بود. از ابتدای فوتبالم تا 30 سالگی همواره هفته به هفته بازی می کردم اما در 30 سالگی ناگهان این ریتم به هم ریخت. زمانی که مرا از فهرست العربی بیرون گذاشتند از فرم بازی خارج شدم. بعد برگشتم ولفسبورگ که باز هم مصدوم شدم. بدنم ضربه خورده بود و 100 درصد آماده نشده بودم. خدا را شکر تیم ملی را داشتم و آقای کی روش به من لطف داشت و حتی بدون تیم هم که بودم مرا دعوت می کرد و می دانست چقدر آن شرایط برایم سخت است. اول فصل در تراکتورسازی هم هنوز نتوانسته بودم شرایط خوبم را پیدا کنم. نخستین بازی با استقلال بد بودم. بعد هم یک مصدومیت جزئی پیدا کردم، ولی به توصیه دکتر عمل کردم و کم کم بدنم برگشت.

شاید یکی از بدشانسی های جان توشاک هم همین بود که شما ستاره ها را در بهترین فرم در اختیار نداشت. او یک خط دفاعی آشفته در عقب زمین داشت و چند ستاره ناآماده در جلو. بعداً آن خط دفاعی با نفرات جدیدی ترمیم شد و شما هم به اوج برگشتید. به نظرت جان توشاک چقدر در ناکامی های ابتدای فصل نقش داشت؟

توشاک هم مربی صاحب نامی است و در تیم های بزرگی کار نموده بود. بله حق با شماست. متأسفانه من آن موقع خیلی فیت نبودم و 100 درصد آماده نشده بودم. با این حال خیلی کوشش کردم به تیم یاری کنم. خیلی سعی کردم وقتی در زمین هستم به مربی یاری کنم، ولی متأسفانه نشد.

این وسط درگیری هایی هم با توشاک داشتید.

خب، گذشته ها گذشته. من در لیگ های زیادی بازی کردم و در کشورهای مختلف با مربیان بزرگی کار کردم. در تمام این سال ها من هیچ درگیری یا بی احترامی نسبت به مربیانم نداشتم. آن روز بازی خیلی حساس شده بود و ما تحت فشار بودیم. من کمی از دست خودم ناراحت بودم چون بیش از اینها انتظار داشتم، کمی هم از شرایط بازی ناراحت بودم. در واقع همه ناراحت بودیم. همه اینها دست به دست هم داد و آن رخ داد، وگرنه من نباید آن طور رفتار می کردم. آقای توشاک مربی بزرگ و قابل احترامی است. او جای پدر من بود و آن اتفاق در یک لحظه رخ داد.

یعنی مجادله شما در حد همان یک صحنه بود و بیرون از میدان رابطه خوبی با هم داشتید؟ چون گفته می شد خیلی رابطه خوبی ندارید و حتی شما و مسعود شجاعی در رفتن او نقش داشته اید؟

همواره بعد از هر اتفاقی این حرف ها را می زنند ولی اصلاً این طور نبوده. ما همواره سعی کردیم به آقای توشاک یاری کنیم. مطمئن باشید اینکه آقای توشاک رفت و مربی جدید آمد ربطی به ما نداشت.

با شما مشورت هم نشد؟

نه.

شخصاً از رفتن توشاک مسرور شدی؟

نه. اگر این طور باشد باید از رفتن محمد تقوی هم مسرور شده باشم.

نه دلیلی ندارد. آدم طبیعتاً با برخی از مربی ها راحت تر است با برخی ها نه.

خب، بله درست است. اما این دلیل نمی گردد که ما برویم به باشگاه بگوییم این مربی را بینداز بیرون! کجای جهان بازیکن ها مربی عوض می نمایند؟ باور کنید ما کاملاً حرفه ای هستیم و حد و حدود خودمان را می دانیم. همانطور که گفتم در زمان توشاک مسائلی وجود داشت که لابد باشگاه خودش آنها را دیده و به این نتیجه رسیده بود که سرمربی را تغییر بدهد.

در بازی با استقلال، امید نورافکن را جوری زدی که یک لحظه همه تعجب کردیم. چه اتفاقی افتاد؟

خیلی هم بد نزدم. بد زدم؟ اگر بد زده بودم که داور اخراجم می کرد.

بله خب، از این بدتر هم می گردد زد! اما با سابقه ای که از اشکان دژاگه در ذهن همه هست این صحنه کمی به نظر عجیب آمد. شاید از وقتی به لیگ ایران آمده ای بیشتر درگیر می شوی.

نه، در انگلیس و آلمان هم این اتفاقات برایم زیاد افتاده است. در بازی این اتفاقات می افتد ولی بعد از بازی با هم دست می دهیم. من از ته قلبم بازی می کنم. در ولفسبورگ که بودم اسمم را گذاشته بودند هولیگان! چون در بازی می جنگیدم و درگیر می شدم.

آن دوستانی که آن دوره با هم بودید مثل بواتنگ و… هم همینطور هستند!

بله، در برلین به ما می گفتند bad Boys (به معنی پسران بد). زمانی که در آلمان بازی می کردم پدرم هر چیزی که روزنامه ها درباره ام می نوشتند را نگه می داشت. یکی از آنها عکس اکیپ ما یعنی من و بواتنگ ها و سالیوویچ و… را گذاشته بود و تیتر زده بود: Bad boys Berlin. بنابراین می بینید که من از همان زمان جنگنده بودم و فکر نمی کنم چیز بدی باشد.

حالا که صحبت از رفیقت بواتنگ شد، انتقال او به بارسلونا انتقال عجیبی نبود؟

من فکر نمی کنم انتقال عجیبی بوده باشد. او در تمام لیگ های بزرگ جهان بازی نموده و سال قبل که در فرانکفورت بازی کرد هم نشان داد که می تواند دوباره به یک تیم بزرگ برود و به آنها یاری کند.

اما در بارسا هنوز خوب بازی ننموده.

بله، خب هنوز برای قضاوت درباره او زود است. این انتقال بزرگی بود و خیلی ها هم شاید جا خوردند از این که ناگهان به تیم بزرگی مثل بارسا رفت. اما کوین بازیکن درجه اولی است و هر جا رفته خوب بازی نموده. من برایش دعا می کنم که در بارسا هم جا بیفتد و خودش را نشان بدهد.

با او همچنان در تماس هستی؟

بله. زیاد.

قبل از این که به تراکتورسازی بروی، بارها بحث آمدنت به لیگ ایران مطرح شده بود و همواره هم صحبت از پرسپولیس بود. هیچ وقت با پرسپولیس مذاکره جدی داشتی؟

نه، هیچ وقت با من صحبت نشد. نه با من و نه با مدیر برنامه ام هیچ وقت کسی راجع به پرسپولیس حرف نزد. برای خودم هم عجیب بود که دائماً درباره من و پرسپولیس خبر منتشر می شد. خبر می زدند کار تمام شده و اشکان با پرسپولیس به توافق رسیده است! بچه های تیم ملی می آمدند می پرسیدند با پرسپولیس تمام کردی؟ می گفتم من حتی یک تماس هم از آنها نداشته ام.

اما از استقلالی ها تماس داشتی.

بله و با آقای شفر هم صحبت کردم. با آقای شفر صحبت های خیلی خوبی هم داشتیم اما در آن موقع من هنوز آمادگی آمدن به لیگ ایران را نداشتم. هنوز می خواستم در اروپا بازی کنم، حتی 5-4 ماه هم بدون تیم ماندم اما می دانستم یک پیشنهاد خوب می رسد تا این که پیشنهاد ناتینگهام فارست رسید. ولی آنجا هم قسمت نبود. فقط یک بازی کردم و بزرگ ترین مصدومیت زندگی ام نصیبم شد. بعد از بهبودی هم به تراکتورسازی رسیدم و خدا را شکر که دیگر مصدوم نشدم.

تراکتورسازی در نیم فصل با رضا قوچان نژاد خیلی جدی مذاکره کرد. گوچی رفیق صمیمی توست. برای آمدن به تراکتور با تو مشورت کرد؟

بله. به من زنگ زد، صحبت کردیم و من درباره شرایط باشگاه به او گفتم. مسعود شجاعی هم با او صحبت کرد. گوچی بازیکن بزرگی است و خیلی مسرور می شدیم اگر می آمد، ولی قسمت نشد.

گویا همسرش با زندگی در ایران موافق نبود. مشکل همین بود؟

رضا عاشق ایران بوده و هست. خودش که آمادگی آمدن به ایران را داشت، اما برخی ها گفتند به خاطر همسرش نیامده و برخی ها هم گفتند سر مسائل اقتصادی به توافق نرسیده است. من حقیقتاً بعد از صحبت هایی که با او داشتم دیگر دنبال نکردم ببینم قضیه چه بود، اما خیلی دوست داشتم که بیاید.

خودت هم در راستا فوتبالت انتخاب های خاصی کردی. یک انتخاب مهم بین تیم ملی ایران و آلمان داشتی. بعداً انتخاب لیگ قطر در حالی که هنوز می توانستی در اروپا بازی کنی و این آخری هم آمدن به لیگ ایران. از راستای که طی کردی راضی هستی؟

100 درصد. این بهترین راستای بود که می توانستم طی کنم و بهترین انتخاب ها را داشتم. همواره قبل از هر انتخابی با پدرم، خانواده ام و مدیر برنامه هایم مشورت می کنم و بهترین تصمیم را می گیرم، به خصوص از تصمیمی که درباره حضور در تیم ملی گرفتم کاملاً راضی ام. پدر و مادر من هر دو ایرانی اند و خون ایرانی دارم. درست است که در آلمان بزرگ شده ام و در تیم های ملی جوانان و امید آلمان بازی نموده ام اما در نهایت حضور در تیم ملی ایران انتخاب درستی بود که به آن افتخار می کنم.

خب، برسیم به بحث تیم ملی. از جام ملت های آسیا بگوییم و از آن شکست تلخ در نیمه نهایی. چه شد که این طور شد؟

(آه می کشد) هر وقت به آن مسابقات فکر می کنم ناراحت می شوم. ما تیم خیلی خوبی داشتیم و می توانستیم قهرمان آن مسابقات باشیم. پیروزی های خوبی به دست آوردیم اما وقتی به ژاپن رسیدیم می دانستیم بازی سختی در پیش داریم. ژاپن تیم آسانی نیست. یک تیم قدرتمند است که همه بازیکنانش در اروپا بازی می نمایند.

ولی در این تورنمنت تا قبل از بازی با ما خوب بازی ننموده بودند.

بله، خوب بازی ننموده بودند و خیلی ها هم می گفتند آنها در این تورنمنت قدرت سابق را ندارند. اما ژاپن تا قبل از رسیدن به ما با تیم های نسبتاً ضعیفی بازی نموده بود. آنها وقتی به ایران رسیدند می دانستند که مقابل ما نمی توانند همان شکلی بازی نمایند که با ویتنام و عربستان بازی نموده اند. بنابراین جلوی ما خیلی خیلی قوی تر و بهتر از بازی های قبل بازی کردند. ما هم اشتباهاتی کردیم که در بازی های به این بزرگی هیچ تیمی حق ندارد چنین اشتباهاتی بکند. واقعاً شکست دردناکی بود. فاصله ما و ژاپن آن قدر نبود که 3- هیچ ببازیم. خیلی سعی کردیم مردم کشورمان را مسرور کنیم و تا قبل از این بازی هم این کار را نموده بودیم.

به نظرت کدامیک از آن دو اشتباه تأثیرگذارتر بود؟ لحظه ای که بازی را رها کردیم و گل اول را خوردیم یا لحظه پنالتی و گل دوم؟

ما در بازی های قبلی گل نخورده بودیم و تجربه عقب افتادن از حریف را نداشتیم. این یک اتفاق جدید برای تیم بود. شاید اگر در بازی های قبلی یکی دو بار گل می خوردیم و عقب می افتادیم برایمان خوب بود تا بازیکن ها بدانند در آن شرایط باید چطور به بازی برگردند.

شاید اگر بیرانوند پنالتی عمان را نمی گرفت این اتفاق می افتاد. دقیقه اول بازی هم بود و فرصت کافی برای برگرداندن نتیجه داشتید.

بله، واقعاً اگر آن گل را می خوردیم شاید به نفع تیم بود. ما هیچ تجربه ای در عقب افتادن از حریفان نداشتیم.

اما اغلب مربیان قبل از بازی 2 پلن مختلف برای بازی طراحی می نمایند؛ یعنی می دانند اگر گل اول را زدند قرار است چه بنمایند و اگر گل اول را خوردند برنامه شان چیست. کی روش چیزی در این باره نگفته بود؟

قبل از هر بازی توصیه هایی می کرد در حد این که اگر گل خوردیم نباید شوکه شویم و عصبی بازی کنیم. باید با آرامش به کارمان ادامه بدهیم و به گل برسیم. اما ماشاالله تیم مان قوی بود و هیچ وقت این اتفاق در بازی ها نیفتاد که ما آن شرایط را تمرین کنیم. این اتفاق بالاخره جلوی ژاپن رخ داد که تیم قدرتمندی است و برگرداندن نتیجه مقابل این تیم خیلی سخت بود.

چه دقیقه ای از بازی احساس کردید کار تمام شده و دیگر نمی توانیم برگردیم؟

بعد از پنالتی. چون بعد از گل اول هنوز امید داشتیم که می گردد بازی را برگرداند. البته گل اول را هم خیلی بد خوردیم و در زمان خیلی بدی هم خوردیم. خوردن چنین گلی روحیه تیم را به هم می ریزد اما باز هم امید داشتیم که یک گل بزنیم. 10 دقیقه بعد، آن پنالتی رخ داد و دیگر کارمان را تمام کرد. در چنین بازی حساسی در این سطح خیلی سخت است که شما بتوانید 2 گل به ژاپن بزنید. البته کوشش مان را می کردیم اما زیاد امیدی نداشتیم چون می دانستیم ژاپن به راحتی 2 گل نمی خورد.

نقش اتفاقات را نادیده نمی گیریم. اما انتقاداتی هم نسبت به تاکتیک تیمی و ارنج بازیکنان هست. مثلاً خیلی ها معتقدند بهتر بود وریا غفوری بازی می کرد نه رامین رضائیان که یکی دو اشتباه مهم هم داشت.

اینها حرف هایی است که بعد از بازی مطرح می گردد. بعد از بازی همه چیز می گردد گفت و خیلی از احتمالات را می توان مطرح نمود. اما هر بازیکنی که در تیم ملی حضور داشت با شایستگی آمده بود و شاید اگر بازیکن دیگری هم در زمین بود اتفاق دیگری رخ می داد. به هر حال این نتیجه دردناک رخ داده و تنها کاری که می توان کرد این است که از این شکست ها درس بگیریم برای بازی های آینده.

شاید بخشی از دردناک بودن شکست برای شما هم این بود که می دانستید بعد از این باخت دیگر کارلوس کی روش را در تیم ملی نخواهید داشت.

بله. این حرف ها از قبل مطرح شده بود و ما شنیده بودیم. می دانستیم که آقای کی روش بعد از جام ملت ها از ایران می رود ولی سعی می کردیم به آن فکر نکنیم و روی بازی متمرکز باشیم. آقای کی روش هم بعد از 8 سال بالاخره تصمیم گرفت برود و کارش را در جای دیگری دنبال کند. او در این 8 سال خیلی برای تیم ملی و برای بازیکن های جوان زحمت کشید. شما ببینید در هیچ دوره ای ایران این همه بازیکن جوان نداشته که در اروپا بازی نمایند. اگر کی روش می ماند می توانست خیلی بیشتر از اینها به بازیکن های جوان و حتی به من یاری کند.

اگر کی روش نبود تو به تیم ملی ایران نمی آمدی. درست است؟

نمی گردد این طور با قاطعیت گفت.

آخر قبل از کی روش هم دعوت شده بودی اما نیامدی.

بله، زمان قطبی دعوت شده بودم. آقای قطبی آمد آلمان، نشستیم صحبت هم کردیم. من و پدرم و آقای قطبی جلسه ای داشتیم اما آن موقع مشکل این بود که باشگاه من (ولفسبورگ) موافق نبود من برای تیم ملی ایران بازی کنم. دیتر هوینس (مدیر ولفسبورگ) جلسه ای با آقای قطبی داشت و راضی نبود که من برای ایران بازی کنم. می گفتند هنوز این شانس را داری که برای تیم ملی آلمان بازی کنی. خلاصه جمع بندی من و پدرم در آن موقع این بود که اگر به تیم ملی ایران بیایم در آلمان به مشکل می خورم. اما بعدها فلیکس ماگات آمد و گفت اگر دوست داری به ایران بروی برو. آقای کی روش و جواد نکونام هم با من صحبت کردند و به تیم ملی آمدم.

قبل از قطبی هم در دوره امیر قلعه نویی، ظاهراً از تو خواسته بودند بیایی تست بدهی. درست است؟

یک حرف هایی از تست و این چیزها بود. با پدرم حرف زده بودند. آن موقع برای جوانان آلمان بازی می کردم.

گفتی شما بازیکن ها می دانستید حتی اگر ایران قهرمان گردد کی روش رفتنی است؟

بله، حرف های زیادی بود که آقای کی روش می رود و ما هم شنیده بودیم.

اما معتقدی اگر کی روش می ماند هنوز هم می توانست به فوتبال ما یاری کند؟

بله.

باور خودش هم همین بود؟ یعنی کی روش دوست داشت بماند؟

من فکر می کنم اگر کمی بیشتر.... نمی دانم چطور منظورم را بگویم.... بله، من فکر می کنم از ته قلبش دوست داشت بماند.

قبول نداری خودش هم اشتباهاتی کرد که ماندنش سخت شد؟ درست است جاهایی حق با او بود اما اگر این همه انرژی اش را خرج جنگ و درگیری نمی کرد، شاید بهتر بود.

بله… قبول دارم. همه اشتباه می نمایند. ما هم 8-7 سال کنار آقای کی روش کار کردیم و رابطه مان آن قدر خوب بود که می توانستیم چیزهایی را رک و راست به او بگوییم. باور کنید گاهی به او می گفتیم این قدر درگیر این چیزها نباش. این قدر استرس برای خودت درست نکن. سعی می کردیم به او یاری کنیم. اما آقای کی روش با تمام قلبش برای تیم دل می سوزاند. نمی خواهم بگویم تمام کارهای او درست بود. گفتم که همه اشتباه می نمایند؛ حتی آقای کی روش که این همه در تیم های بزرگ کار نموده است.

وقتی به او می گفتید این قدر درگیر این چیزها نباش، جوابش چه بود؟

همان لحظه قبول می کرد و می گفت شاید من خیلی درگیر می شوم. اما می گفت می خواهد بهترین تصمیم ها را برای تیم ملی بگیرد و همانطور که گفتم آن قدر قلبی و احساسی عمل می کرد که گاهی برای خودش و بقیه استرس ایجاد می کرد. البته همواره سعی می کرد بازیکن ها فقط به تمرینات شان فکر نمایند و درگیر این موضوعات نشوند. همواره می رفت جلو و خودش را درگیر مسائل می کرد که مسائل کمی هم نبودند. خب، در این راه کلی استرس به او وارد می شد اما سعی می کرد استرس به ما بازیکن ها نرسد.

در این کار پیروز بود؟ استرس به شما نمی رسید؟

بالاخره نمی شد که چیزی به ما نرسد. ما همه چیز را می شنیدیم و به هر حال تا حدودی درگیر می شدیم. اما من، مسعود، پژمان، انصاری فر و سایر بزرگ ترها سعی می کردیم این استرس به جوان ها نرسد. اما خیلی سخت بود.

به نظر شما اگر ژاپن را شکست می دادیم می توانستیم قطر را ببریم؟ قطر از ژاپن هم قوی تر بود.

ما قطر را قبلاً زیاد برده بودیم. بازی با این تیم برایمان راحت تر از ژاپن بود. درست است که قطر در فینال ژاپن را برد اما من می گویم برای ما ژاپن سخت تر از قطر بود. اگر از ژاپن عبور می کردیم، قطر را می بردیم.

برخی ها می گفتند اگر جای کی روش بودند بعد از جام جهانی می رفتند و ریسک جام ملت ها را قبول نمی کردند.

آقای کی روش 8 سال اینجا زحمت کشیده بود و امید زیادی هم به پیروزیت در جام ملت ها داشت. او تیم خوبی داشت و نباید از شانس قهرمانی در جام ملت ها به سادگی می گذشت. به هر حال وقت رفتنش شد و رفت. شاید هم برای او و فوتبال ایران خوب بود که هر دو چالش جدیدی را شروع نمایند.

بعد از کی روش تیم ملی کمی بلاتکلیف است. ما هنوز مربی نداریم. به عنوان کاپیتان تیم ملی نگران نیستید که فیفادی ها را از دست می دهیم؟

خب، کمی باید صبر کرد. باید فرصت داد تا مسئولان با آرامش تصمیم بگیرند. بعد از 8-7 سال که با آقای کی روش کار کردیم نمی توان خیلی سریع و ناگهانی تصمیم گرفت. باید ببینند چه مربیانی و چه شرایطی برای دوران بعد از کی روش مناسب است و یک تصمیم درست بگیرند. ان شاءالله که تصمیم خوبی بگیرند.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: 24 بهمن 1398 بروزرسانی: 30 فروردین 1399 گردآورنده: mh128.ir شناسه مطلب: 322

به "دژاگه: کی روش از ته قلبش دوست داشت بماند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "دژاگه: کی روش از ته قلبش دوست داشت بماند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید